BaHaL

جک و لطیفه های باحال


اولی : دکترم  گفته موقع کار کردن  سیگار نکشم .

دومی : خوب شد  پس  حالا دیگه  سیگار نمی کشی .

اولی: نه حالا  دیگه کار نمی کنم . 


یکي دوستش رو تو خيابون با صورت کبود، پاي لنگ و گلوي زخم و زيلي میبینه! با نگراني

بهش میگه: چي شده پسر؟ چه اتفاقی برات افتاده؟ بيا ببرمت خونه اتون.

دوستش میگه: لازم نکرده، تازه دارم از اونجا ميام!


یکی بود یکی نبود.یه روز زمین عاشق خورشید شده بود. بهش گفت دورت بگردم. تا ابد تو

رودر باسی موند!


به غضنفر ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر؟

ميگه: خيار!

بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟

حیف نون ميگه: با چايي شيرين بخور، نظرت عوض ميشه!


يه روز  آق سیا مي ره دكتر تغذيه براي رژيم، دكتر مي گه: فقط روزي 3 تا نون مي توني

بخوري.

سیا میگه: قبل از غذا يا بعد از غذا!


يه دختر مسيحي ميره پيش کشيش که به گناهاش اعتراف کنه.

ميگه: من هر دفعه از جلوي آينه رد ميشم، به خودم ميگم من چقدر خوشگلم،

من گناه ميکنم؟

کشيشه ميگه: نه دخترم شما گناه نميکني، اشتباه ميکني !  


دختر کوچکى با معلمش درباره نهنگ‌ها بحث مى‌کرد.

معلم گفت: از نظر فيزيکى غيرممکن است که نهنگ بتواند يک آدم را ببلعد، زيرا با وجود این که

پستاندار عظيم‌الجثه‌اى است، امّا حلق بسيار کوچکى دارد.

دختر کوچک پرسيد: پس چه طور حضرت يونس به وسيله يک نهنگ بلعيده شد؟

معلم که عصبانى شده بود تکرار کرد که نهنگ نمى‌تواند آدم را ببلعد. اين از نظر فيزيکى

غيرممکن است.

دختر کوچک گفت: وقتى به بهشت رفتم از حضرت يونس مى‌پرسم.

معلم گفت: اگر حضرت يونس به جهنم رفته بود چى؟

دختر کوچک گفت: اونوقت شما ازش بپرسيد.


پسري از سربازي براي پدرش اين طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب

گفت : " من تراب وضع خراب !"


يه پيرزن خودشو تو آينه نگاه می کنه مي گه آينه هم آينه هاي قديم!


به رشتیه میگن زنتو دیدم تو ماکسیما با یک مرد غریبه که 190 تا داشتن میرفتن!!  رشتیه

میگه: آره ماکسیما 190 تا رو راحت میره!!!


دو تا عراقی تو سنگر داشتن می جنگیدن، یکی به اون یکی می گه جاسم، جاسم، خون چه

رنگیه؟ جاسم می گه: چی کار داری تو کارتو بکن. دشمن داره میاد. دوباره می پرسه جاسم،

جاسم، خون چه رنگیه؟ می گه بابا تیر اندازیتو بکن. خلاصه دوباره بعد از چند دقیقه می

پرسه: جاسم، جاسم، خون چه رنگیه؟ اگه زرده من زخمی شدم!


از غضنفر می پرسن :نظرت راجب زلزله چیه ؟

میگه : طرح خوبیه  تکان دهنده ست !


دايناسوره به دوست دخترش ميگه مياي بريم سينما …ميگه نه!… مياي بريم شام.. ميگه

نه! ..مياي بريم خونمون… ميگه نه!….. دايناسوره ميگه … به درک خوب همين کارارو کردي

نسلمون منقرض شد ديگه!


غضنفر چهار تا قالب صابون می‌خوره تا به مرز خودكفایی برسه!


به غضنفر ميگن با جوراب جمله بساز ميگه من وقتي تشنه ميشم بد جوراب مي خورم!


به غضنفر ميگن با عذاب جمله بساز ميگه ماهي هر وقت از آب بگيري تازه است.


از فریدون میپرسن: از زنت میترسی؟ میگه: من؟! ...مـــن؟! ...مـــــن؟!... عین سگ!


به غضنفر میگن اگه یه دختر بهت پا بده چی کار می کنی؟ میگه خوب میدمش به یه جانباز!


بچه: بابا هواپیمای به این بزرگی رو چطور می دزدن؟

بابا: اول صبر می کنند بره بالا, کوچیک که شد بعد می دزدنش

 


به یه نفر میگن: با «حیدر» جمله بساز، میگه: اومدم در خونتون هی در زدم، هی در زدم،

هیچكی درو باز نكرد. بهش میگن: نه بابا، با «آقا حیدر» جمله بساز، میگه:‌ اومدم در خونتون،

آقا! هی در زدم، هی در زدم، هیچكی در رو باز نكرد .


آدم دراين دنيامسافري بيش نيست وروزه برمسافرواجب نيست!


در این شبهای عزیز و با برکت سر سفره افطار دستتاتو ببربالا و تورو خدا چند دقیقه همونجا

نگه دار تا بقیه ام یه لقمه بخورن  !!


زنها دوست دارن با مردي ازدواج کنند که :مثل شير باوقار مثل خر پرکار مثل ميمون بامزه مثل

سگ باوفا و مثل خروس باغيرت باشد. ولي اغلب با مردي ازدواج ميکنند که: مثل شير بي

رحم مثل خر نفهم مثل ميمون بي ريخت مثل سگ هار و مثل خروس عاشق حرم سرا

است !!


نصيحت اصغر به زنش: هر وقت يه سوسک تو دستشويي ديدي با دمپايي فورا نکوب رو

سرش... بي توجه از بغلش رد شو... اين کار از صدتا فحش براش بدتره


وزارت كشور از مردم شهيد پرور خواست، با توجه به قطع آب در تابستان، قطع گاز در زمستان

و قطع برق در تمامی فصول و همچنين كمبود بنزين و افزايش تورم و فاصله طبقاتی، با

شركت در انتخابات مجلس، خريت خود را به جهانيان ثابت  کنی !!!


واکنش افراد با دیدن بنز 500 میلیونی: آمریکایی: اوه مای گاد عربی : احسنت انگلیسی: اوه

وری نایس ایرانی : ای پدر سگ دزد 


سه تا ترک میرن دزدی- صابخونه بیدار میشه و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن!

صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه ..

صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه … هیچ صدایی در نمیاد..دوباره محکمتر لگد

میزنه… باز صدا نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه ترکه با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا ..آرده ،

آرد


رشتیه میره خونه، میبینه زنش یه ساعت طلا دستشه،‌ میگه:‌خانم جان، اینو از کجا اوردی؟! زنه میگه: یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم!!!



رشتیه داشته واسه رفیقش تعریف میکرده که: آره دیروز رفتم خونه دیدم یه جفت کفش دم دره، شک کردم. رفتم جلوتر دیدم یه لباس مردونه هم افتاده رو زمین، بیشتر شک کردم. رفیقش می‌پرسه: خوب بعد چی شد؟ میگه:هیچی ‌رفتم جلوتر، دیدم یکی از لباسای خانم هم افتاده رو زمین، بدجوری شک کردم. رفیقش میگه: خوب؟! میگه: رفتم در اتاق خواب رو باز کردم... رفیقش میگه: خوب؟!‌ رشتیه میگه: هیچی شکم برطرف شد!



یارو رشتیه بچه نداشته، میره مسافرت، میاد میبینه سه تا بچه داره. ازش می‌پرسند: ‌چی شد، تو که بچه نداشتی؟ میگه: والله همسایه‌ها شرمنده کردن

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 13 تیر1389ساعت 13:0  توسط !!! saYna !!!  |